خبر ، تلاقی ِ سنگینِ پُتک و آینه بود

برای دوستِ دیرین ، جاودانیاد حسن جوهرچی که ساده تراز رویا پرکشید ،به پاس سالهای همکاری وهمراهی…

شبیهِ نرمیِ یک ابر، مهربان بودی

همیشه خنده به لب بودی و جوان بودی

صداقتِ هنر از جوهرِ تو پیدا بود

و عشق کارِ تو بود و تو کاردان بودی

میانِ چشمه ی مهتاب می درخشیدی

شبیهِ آینه بینِ ستارگان بودی

حریمِ امنیت و عشق ،” در پناهِ تو ” بود

میانِ زندگی خویش ، قهرمان بودی

اگر چه قصه ی تو عاشقانه شد آغاز

تو انتهای غم انگیزِ داستان بودی

خبر ، تلاقی ِ سنگینِ پُتک و آینه بود

تو چون شکفتنِ یک بُغضِ ناگهان بودی

حدیثِ رفتنِ تو ساده تر ز رویا بود

به روی ِ هودَجِ بالِ پرندگان بودی…..>

یدالله گودرزی (شهاب)

یک دیدگاه برای “خبر ، تلاقی ِ سنگینِ پُتک و آینه بود”

  1. محمدی گفته:

    اگر چه قصه ی تو عاشقانه شد آغاز

    تو انتهای غم انگیزِ داستان بودی

    خبر ، تلاقی ِ سنگینِ پُتک و آینه بود

    تو چون شکفتنِ یک بُغضِ ناگهان بودی

    عالی بود

دیدگاهی بنویسید